خرید بک لینک

درباره سایت

اشعار وحکایات زیبا

دوستان عزیز شما می توانید از مطالب وبلاگ من استفاده کنید باتشکرسلیمان رحیمی

امکانات وب

-->-->-->
href="http://pichak.net" >Ùx82اÙx84ب Ùx88بÙx84اگ

.

-->-->-->

-->-->-->
-->-->-->-->

جاÙx88ا اسÙx83رÛx8cپت

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->-->

جاÙx88ا اسÙx83رÛx8cپت




در اÙx8aÙx86 Ùx88ب
در Ùx83Ùx84 اÙx8aÙx86ترÙx86ت
تÙx85اس با Ùx85ا

روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود

 

و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرش عبور کرد

 

مرد نمازش را قطع کرد و داد زد: هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي

 

مجنون به خود آمد و گفت : من که عاشق ليلي هستم تو را نديدم

 

تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه ديدي که من بين تو و خدايت

 

فاصله انداختم

 

برچسب: نویسنده: سلیمان رحیمی تاريخ: سه شنبه 4 / 9 ساعت: 12:22

صفحه بندی