خرید بک لینک

درباره سایت

اشعار وحکایات زیبا

دوستان عزیز شما می توانید از مطالب وبلاگ من استفاده کنید باتشکرسلیمان رحیمی

امکانات وب

-->-->-->
href="http://pichak.net" >Ùx82اÙx84ب Ùx88بÙx84اگ

.

-->-->-->

-->-->-->
-->-->-->-->

جاÙx88ا اسÙx83رÛx8cپت

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->-->

جاÙx88ا اسÙx83رÛx8cپت




در اÙx8aÙx86 Ùx88ب
در Ùx83Ùx84 اÙx8aÙx86ترÙx86ت
تÙx85اس با Ùx85ا

تا به کی باید رفت 
از دیاری به دیار دیگر 
نتوانم ‚ نتوانم جستن 
هر زمان عشقی و یاری دیگر 
کاش ما آن دو پرستو بودیم 
که همه عمر سفر می کردیم 
از بهاری به بهاری دیگر 
آه کنون دیریست 
که فرو ریخته در من ‚ گویی 
تیره آواری از ابر گران 
چو می آمیزم با بوسه تو 
روی لبهایم می پندارم 
می سپارد  جان عطری گذران 
آن چنان آلوده ست 
عشق غمنکم با بیم زوال 
که همه زندگیم می لرزد 
چون ترا مینگرم 
مثل این است که از پنجره ای 
تکدرختم را سرشار از برگ 
در تب زرد خزان می نگرم 
مثل این است که تصویری را 
روی جریان های مغشوش آب روان می نگرم 
شب و روز 
شب و روز 
شب و روز 
بگذار که فراموش کنم 
تو چه هستی جز یک لحظه یک لحظه یک لحظه که چشمان مرا می گشاید در 
برهوت آگاهی ؟
بگذار 
که فراموش کنم

 

 

فروغ

برچسب: نویسنده: سلیمان رحیمی تاريخ: پنجشنبه 6 / 9 ساعت: 13:54

صفحه بندی