خرید بک لینک

درباره سایت

اشعار وحکایات زیبا

دوستان عزیز شما می توانید از مطالب وبلاگ من استفاده کنید باتشکرسلیمان رحیمی

امکانات وب

-->-->-->
href="http://pichak.net" >Ùx82اÙx84ب Ùx88بÙx84اگ

.

-->-->-->

-->-->-->
-->-->-->-->

جاÙx88ا اسÙx83رÛx8cپت

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->-->

جاÙx88ا اسÙx83رÛx8cپت




در اÙx8aÙx86 Ùx88ب
در Ùx83Ùx84 اÙx8aÙx86ترÙx86ت
تÙx85اس با Ùx85ا

دو نفر از اهالى خراسان ، با هم به سفر رفتند، يكى از آنها ضعيف بود و هر دو شب ، يكبار غذا مى خورد، ديگرى قوى بود و روزى سه بار غذا مى خورد، از قضاى روزگار در كنار شهرى به اتهام اينكه جاسوسى دشمن هستند، دستگير شدند، و هر دو را در خانه اى زندانى نمودند، و در آن زندان را با گل گرفتند و بستند، بعد از دو هفته معلوم شد كه جاسوس ‍ نيستند و بى گناهند. در را گشودند، ديدند قوى مرده ، ولى ضعيف زنده مانده است ، مردم در اين مورد تعجب نمودند كه چرا قوى مرده است ؟!
طبيب فرزانه اى به آنها گفت : اگر ضعيف مى مرد باعث تعجب بود، زيرا مرگ قوى از اين رو بود كه پرخور بود، و در اين چهارده روز، طاقت بى غذايى نياورد و مرد، ولى آن ضعيف كم خور بود، مطابق عادت خود صبر كرد و سلامت ماند.

برچسب: نویسنده: سلیمان رحیمی تاريخ: جمعه 7 / 9 ساعت: 17:53

صفحه بندی