خرید بک لینک

درباره سایت

اشعار وحکایات زیبا

دوستان عزیز شما می توانید از مطالب وبلاگ من استفاده کنید باتشکرسلیمان رحیمی

امکانات وب

-->-->-->
href="http://pichak.net" >Ùx82اÙx84ب Ùx88بÙx84اگ

.

-->-->-->

-->-->-->
-->-->-->-->

جاÙx88ا اسÙx83رÛx8cپت

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->

-->-->-->-->

جاÙx88ا اسÙx83رÛx8cپت




در اÙx8aÙx86 Ùx88ب
در Ùx83Ùx84 اÙx8aÙx86ترÙx86ت
تÙx85اس با Ùx85ا

بخشش
 

زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را

 

برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی.

 

 

کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من

 

چقدر بود؟ ...

 

 

گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت.

 

کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو :

 

کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد.

 

 

 

سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید.

 

مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند.

 

 

وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند، از آنچه کزروس انتظار

 

داشت بسیار بیشتر بود.

 

 

کوروش رو به کزروس کرد و گفت : ثروت من اینجاست.

 

اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم، همیشه باید نگران آنها بودم.

برچسب: نویسنده: سلیمان رحیمی تاريخ: سه شنبه 4 / 9 ساعت: 12:06

صفحه بندی